X
تبلیغات
رایتل

پاییزی ها Paeiziha

دل کندن اگر آسان بود , فرهاد به جای بیستون , دل میکند
تکرار آفرینش با یلدا

35 دقیقه ی پیش روز آخر پاییز شروع شد(جوجوها به خط)

روزی که شبش یلداس!!


با اولین شب پاییز

هرشب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر آسمان می کشید

تا آدم ها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هرشب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت

و لابه لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد

گیسوانش در باد می وزید وشب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

آتش که میدانی،همان عشق است

یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد

آتش در یلدا بارور شد


فرشته ها به هم گفتند :

یلدا آبستن است

آبستن خورشید

و هرشب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد

و شبی که آخرین قطره را ببخشد

دیگر زنده نخواهد ماند


فرشته ها گفتند :

فردا که خورشید به دنیا بیاید ، یلدا خواهد مرد

یلدا همیشه همین کار را می کند

می میرد و به دنیا می آورد

یلدا آفرینش را تکرار می کند .

راستی ، فردا که خورشید را دیدی

به یاد بیاور که او دختر یلداست

و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت


به قلم:عرفان نظرآهاری


یلداتون مبارک

یلدایی باشید


+نوشته شده در سه‌شنبه 30 آذر 1389ساعت00:34توسط کیانوش | برگها (15)