X
تبلیغات
رایتل

پاییزی ها Paeiziha

دل کندن اگر آسان بود , فرهاد به جای بیستون , دل میکند
ولنتاین و سپندار مذگان فقط یک بهانه است

روز عشق و محبت هر تاریخی که باشد مبارک است !
خوب باز هم روز عشاق ایرانی و خارجی نزدیک شد و این بحث کهنه شروع شد که کدوم روز بهتره و ما ایرانیها فقط باید جشن سپندار مذگان رو جشن بگیریم و ولنتاین خارجی هست و به ما ربطی نداره و ... ولی خوب سوال و مسئله ای که پیش میاد اینه که مگه روز گرامیداشت عشق و محبت بده ؟؟ چه اصراری هست که بخوایم فقط یه روز خاص رو برای عشق و محبت در نظر بگیریم ! خوب چرا هر دو روز رو جشن نگیریم و به معشوق خودمون اظهار عشق و علاقه نکنیم ؟ مگه اگه دو روز به هم و عشق علاقه کنیم بعد اون دو روز عشق و علاقه مون تموم میشه و برای سال های بعدی نمیمونه ؟؟ نه اتفاقا هرچی بیشتر به همدیگه محبت و ابراز علاقه واقعی کنیم اون عشق و محبت هر روز بیشتر از روز قبل میشه ! اصلا ما چرا نباید هر ماه روزی رو به عنوان روز عشاق داشته باشیم ؟؟ اصلا هر روز ما چرا نباید روز عشق و محبت باشه و به همدیگه عشق بورزیم و محبت کنیم ؟؟ مگه عشق بده ؟؟ مگه محبت بده ؟؟ مگه عشق و محبت هم مثل پوله که با مصرف کردنش تموم بشه ؟؟ مگه غیر از اینه که عشق و محبت رو هرچقدر مصرف کنیم و به خرج بدیم چند برابرش به خودمون برمیگرده ؟؟ چرا اصلا ما باید فقط عاشق یک نفر بشیم ؟؟ کی گفته عشق برای یک نفر باید باشه ؟؟ چرا ما نباید عاشق همه آدم ها نباشیم ؟؟ چرا ما نباید عاشق زندگی نباشیم ؟؟ مگه غیر از اینه که اینجوری زندگی خودمون هم بهتر میشه ؟؟ پس چرا ما دریغ میکنیم ؟؟ ما همیشه آرزو داشتیم که پول هامون هرچقدر که مصرف کنیم به جای کمتر شدن بیشتر بشن خوب حالا ما یه چیز گران بهاتر از پول داریم که هر چقدر هم مصرفش کنیم بیشتر میشه پس چرا ازش استفاده نمی کنیم ؟؟ از اون جهت عشق خیلی گران بهاتر از پول و طلا و مادیات هست که تو با عشق به هر چیزی میتونی اون رو به دست بیاری میتونی عاشق پول و ثروت باشی و اون رو بدست میاری میتونی عاشق زندگی باشی و زندگی خودت رو عالی کنی ! ولی آیا میتونی 100 میلیون تومان خرج کنی و ذره ای عشق و محبت واقعی بدست بیاری مگر اینکه اون پول رو صرف عشق ورزیدن و محبت به دیگران کنی ؟؟مگه میتونی با صرف پول شادی و خوشحالی بدست بیاری مگر اینکه اون شادی و خوشحالی رو با کسانی که دوست میداری و بهشون عشق میورزی شریک باشی ؟؟ مگه هر چقدر که دایره و تعداد افرادی که بهشون عشق میورزی و بهت عشق میورزن بیشتر بشه لذت و رضایت خودت هم از زندگی به همون میزان زیاد تر نمیشه ؟؟ پس چرا دریغ میکنیم ؟؟
پس دوستان بشتابیم که چه امروز و چه 25 بهمن ماه روز ولنتاین و چه 29 بهمن ماه روز سپندار مذگان و چه هر روز دیگه ای اگه بخواهیم میتوانند روز عشق ما باشند و همه دوستان و همسایگان و همشهریان و هموطنان معشوق های ما ... بدون اینکه نیاز داشته باشیم لزوما تنها به یک نفر عشق بورزیم و از یک نفر عشق بگیریم به همه عشق بورزیم و چند برابر بیشتر از همه عشق و محبت از همه دریافت کنیم. هر روز رو روز عشاق در نظر بگیریم و به همدیگه کمک و محبت کنیم تا زندگی شاد و توام با عشقی رو داشته باشیم که هیچ زندگی بدون عشق و محبت شاد نخواهد بود !
روز عشاق بر همه ما که عاشق هستیم مبارک باد !


ادامه مطلب هم یه سری حرفای تکراریه

اگه دوس داشتید بخونید

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 
تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند
 
۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) را به عشقمان تبریک بگوییم یا ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) را؟
 
 
مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است
چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند.
 
 
 
ولنتاین چیست؟
در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق.
 
اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز، با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن، برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند! همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند، ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است .
 
 
"سپندارمذگان" چیست؟
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.
 
 
 
 
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است.
 
"سپندارمذ" لقب ملی زمین است یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان "سپندارمذ" را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. پسوند "گان" هم به معنی "جشن" است، و در نتیجه "سپندارمذگان" به معنی "جشن سپندارمذ" (جشن روز زن و زمین) است.
 
 
 
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه "مهر" نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم "اسفندارمذ" نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.
"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.
 
 
در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.
 
 
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.
 
 
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 25 بهمن (ولنتاین)
به 29 بهمن (سپندارمذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم

+نوشته شده در دوشنبه 25 بهمن 1389ساعت00:32توسط کیانوش | برگها (7)