X
تبلیغات
رایتل

پاییزی ها Paeiziha

دل کندن اگر آسان بود , فرهاد به جای بیستون , دل میکند
معنیه این کار چیه؟؟؟



ازش پرسیدم واسه چی اینو نوشتی پشت ماشینت؟

گفت از جلوی دخترا که رد میشم، تو آیینه نیگا می کنم، وقتی می خندن یا به همدیگه نشونم میدن، عشق می کنم.

گفتم یعنی با یزید مشکلی نداری؟ گفت شبا میرم هیأت، واسه زنجیرزنی؛ یزید گاو بوده که امام حسینو کشته دیگه؛ ولی فکر کن اگه نمی کشت، چه حالی ازمون گرفته می شد؟!

همین چند روزم که راحت دختربازی می کنیم، دود می شد می رفت هوا.

گفتم لااقل از حسین می نوشتی؛ گفت همه از حسین و عباس مینویسن، می خواستم یه چیزی باشه که فرق داشته باشه...می خواستم دور هم باشیم بخندیم...

گفتم حسین به خاطر آزادگیش جون داد...

دو تا دختر که از کنارمون رد شده بودن و لبخندی به نوشته زده بودن، رفتن و جلو تر واستادن کنار خیابون؛

گفت دمش گرم؛ گفتم کی؟ گفت حسین دیگه...

پرید پشت فرمون، رفت جلوی دخترا دو تا بوق زد، سوارشون کرد؛ تک آف کشید و دور شد ...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 25 آذر 1389ساعت21:05توسط کیانوش | برگها (8)