X
تبلیغات
رایتل

پاییزی ها Paeiziha

دل کندن اگر آسان بود , فرهاد به جای بیستون , دل میکند
که که!!!
سلام دوستان
اینو از تو فیس بوک پیدا کردم.جالب بود گفتم بذارم که دور هم یکمی بخندیم
اول بگم من خودم اصفهان بدنیا اومدم و عاشق مردم و زبون اصفهانم
یه وقت نگید این کیا چه بی تربیت شدا!!
نه بخدا ما از اون آدماش نیستیم


واژه "که که" یکی از واژگان پر کاربرد درشهر اصفهان و میان اصفهانیان است که هر اصفهانی بطور روزمره چند بار یا خود بکار می برد و یا در محاورات روزانه از افراد مختلف : از فامیل و دوست و آشنا و هم کلاسی گرفته تا غریبه ها ، راننده تاکسیا ، راننده واحدا، فروشندگان دوره گرد، موتوریا ، سبزی فروشه و بقاله، سوپریه، بازاریه،... بگوش می شنود در واقع اصفهانی ها با این واژه و کاربرد های پردامنه آن بزرگ می شوند و زندگی می کنند. 


معنای لفظ «که که»: مدفوع ، گُه، کثافت، پُخ 
کاربرد های گوناگون "که که" در محاورات روزانه ومثل ها ومتل های اصفهانی :
که که : آدم بیخود و نَیَرْز، جنس یا چیز بی ارزش، بُنجُل
که که را : یارو را، طرفو
برو که که : برو بد بخت ، برو دربدر، زنهار دادن با تصغیر
بد که که یِس : آدم خیلی بدیه، آدم بیخودیه
که که یِّهْ : شاغل در حرفه شریف پیت کشی(تخلیه کننده چاه مستراح)، کسی را ندا دادن با تصغیر تامّ. کاربرد : اُ که که یّه
که که دا بخور :حرفتو بزن 
چه که که ایی خوردی؟ : چی گفتی ؟
که که خوری نکون : حرف نزن
که که نخور : دروغ نگو، زِر نزن
که که خوردی: غلط کردی، گُه خوردی
برو که که دا بخور: حرف زیادی نزن
که که خوری می کنه : حرف بیخود می زنه
که که خوردم : اشتباه کردم، غلط کردم
که که مْ بُخورِدِدْ : قربونم بری
هیچ که که ایی نمی تونی بخوری: هیچ کاری نمی تونی بکنی، هیچ غلطی نمی تونی بکنی
که که کاری نکن : کار بد نکن، خرابکاری نکن، گند نزن
اعصابم که که ایی یه : اعصابم خورده
که که مال : لعنتی
که که مصّب : لا کردار، بد مصّب
که که بینی : محتویات خشکیده بینی که با انگشت خارج و به بیرون پرتاب می کنند
که که خشکه : الف) آدم لاغر و سیاه و نحیف ؛ ب) هر میوه و یا چیز پلاسیده 
رَنگِش مِثی که که نپختِس : کنایه از رنگ و روی زرد و ضعف بدن
که که پِز : آشپزی که دست وپختش تعریفی نداشته باشه، زنانی که مواد غذایی را حیف و میل می کنند و دست و پخت خوبی ندارند
که که کار : خرابکار، گند زن
قاشوبی(قاشق) که که خوریش همیشه همراشه : کنایه از دخالت بیجا و فضولی در همه امور
یه که که ایی شدن : یه کاره ایی شدن ( بِچه دَرسِتا بوخون تا یه که که ایی بشی)
که کهِ مْ تو روحت: به روحت ریدم
اِز هر که که ایی که بُپُرسی می دونِد : همه می دونن
که که شانس: بد شانس، بد بیار
که که ریدِی : آدم زپرتی، آدم نَیَرز
آدم زیادی زرنگ که که را هم با ملاقه می خوره : کنایه از حرص و طمع و زیاده خواهی
دوتا استخون گذاشتن و یه ملاقه که که هم روش تا شُدِس این یارو : کنایه از آدم و لاغر نحیف و زپرتی
آدم رو که که خور می کنه : آدم رو از کارش پشیمون و توبه کار می کنه
دوستان این واژگان و الفاظ که یاد آمد گوشه ایی از فرهنگ اصیل و بی بدیل اصفهان بود که تقدیم گردید؛ نظر به اینکه ممکن است واژگان و الفاظی از قلم افتاده باشد لطفا موارد تکمیلی را اضافه و در نظرات اعلام فرمایید!
+نوشته شده در یکشنبه 28 آذر 1389ساعت01:09توسط کیانوش | برگها (6)